الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
575
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
نوشته و در آنها شريعت را محكوم كرده و گفته است : « لهذا اين شريعت را مىيابم كه وقتى مىخواهم نيكويى كنم ، بدى نزد من حاضر است . زيرا بر حسب انسانيت باطنى ، به شريعت خدا خشنودم ، ليكن شريعتى ديگر در اعضاى خود مىبينم كه با شريعت ذهن من منازعه مىكند و مرا اسير مىسازد به آن شريعت گناه كه در اعضاى من است . واى بر من كه مردى شقى هستم ! كيست كه مرا از جسم اين موت رهايى بخشد ؟ خدا را شكر مىكنم به وساطت خداوندگار ما عيسى مسيح . خلاصه اينكه من به ذهن خود شريعت خدا را بندگى مىكنم و امّا به جسم خود شريعت گناه را » . « 1 » پولس در ادامهء سخن ، نتيجه مىگيرد كه مسيحيان در مورد شريعت بازخواست نخواهند شد ؛ زيرا شريعت امرى جسمانى است : « پس هيچ قصاص نيست بر آنانى كه در مسيح عيسى هستند ؛ زيرا كه شريعتِ روحِ حيات در مسيح عيسى مرا از شريعت گناه و موت آزاد گردانيد . زيرا آنچه از شريعت محال بود ، چون كه به سبب جسم ، ضعيف بود ، خدا پسر خود را در شبيه جسم گناه و براى گناه فرستاده ، بر گناه در جسم فتوا داد تا عدالت شريعت كامل گردد در ما كه نه بر حسب جسم ، بلكه بر حسب روح رفتار مىكنيم . زيرا آنانى كه بر حسب جسم هستند ، در چيزهاى جسم تفكّر مىكنند ؛ و امّا آنانى كه بر حسب روح هستند ، در چيزهاى روح » . « 2 » او اعلام مىكرد كه ايمان براى نجات كافى است و توجّه به شريعت با ايمان منافات دارد : « جميع آنانى كه از اعمال شريعت هستند ، زير لعنت مىباشند ؛ زيرا مكتوب است : « ملعون است هر كه ثابت نماند در تمام نوشتههاى كتاب شريعت تا آنها را به جا آرد » . امّا واضح است كه هيچ كس در حضور خدا از شريعت عادل شمرده نمىشود ؛ زيرا كه عادل به ايمان زيست خواهد نمود . امّا شريعت از ايمان نيست ، بلكه آن كه به آنها عمل مىكند ، در آنها زيست خواهد نمود . مسيح ما را از لعنت شريعت فدا كرد ؛ چون كه در راه ما لعنت شد ، چنان كه مكتوب است : « ملعون است هر كه بر دار آويخته شود » . تا بركت ابراهيم در مسيح عيسى بر امّتها آيد و تا وعدهء روح را به وسيلهء ايمان حاصل كنيم » . « 3 » از نظر پولس ، دوران شريعت به سر آمده و دوران ايمان فرا رسيده است . شريعت مقدّمهء ايمان بوده و حكم مربّى را داشته است : « امّا قبل از آمدن ايمان ، زير شريعت نگاه داشته شده بوديم و براى آن ايمانى كه مىبايست مكشوف شود ، بسته شده بوديم . پس شريعت لَلهء ما شد تا به مسيح برساند تا از ايمان عادل شمرده شويم . ليكن چون ايمان آمد ، ديگر زير دست لَله نيستيم » . « 4 » شريعت مسيحى : از آنچه گذشت ، نبايد نتيجه گرفت كه مسيحيّت شريعت ندارد ، بلكه بايد گفت كه مسيحيّت « شريعت محور » نيست ، بر خلاف يهوديت كه شريعت محور است . فيلسوف آلمانى « هگل » فرآيند پديد آمدن
--> ( 1 ) . رسالهء پولس به روميان ، 7 : 25 - 21 . ( 2 ) . همان مدرك ، 8 : 8 - 1 . ( 3 ) . رسالهء پولس به غلاطيان ، 3 : 14 - 10 . ( 4 ) . همان مدرك ، 3 : 25 - 23 .